بغلم کن که هوا سوزِ فراوان دارد

بغلم کن که هوا سوزِ فراوان دارد
بدن یخ زده ام حالِ پریشان دارد

مثل بیدی تنم از سوز هوا میلرزد
امشب آغوش پر از مهر تو مهمان دارد

لب به روی لب سرما زده ی من بگذار
لبت امشب بخدا مزّه دو چندان دارد

حسرت داغیِ آغوش تو بیمارم کرد
تب من با لب تو چاره و درمان دارد

بغلم کن که در آغوش تو آرام شوم
روح سرگشته ی من میل به طغیان دارد

لحظه ای از من اگر دور شوی میمیرم
بی تو این زندگی اصلاً مگر امکان دارد؟


❤ ️❤ ️❤ ️
دیدگاه ها (۱)

راز دل با ڪس نگفتم چون ندارم محرمےهر ڪہ را محرم شمردمعاقبت ر...

می خوامت...!!ولی.....!!خیلی خیلی دوری...!!نه دستم به دستات م...

همیشه یک نفرپشتِ شلوغی های خیالت هستکه مدام دوستت دارد ...که...

وقتی میکاپ آرتیستشی p²

پارت ۴۲:هم آغوش عشق(جیمین)با وجود اینکه دراز کشیده بودم سرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط