هوایـت مے زند بر سر،

هوایـت مے زند بر سر،
دلـم دیوانہ مے گردد...
چہ عطـرے در هوایـت هست؟
نمیـــــدانم...
نمیـــــدانم...
دیدگاه ها (۱)

دلم نگاه ترا سخت آشنا دیده ست..

با عشق ممكن است تمام محال‌ها..

خواب من و قرار من، بی‌تو به سر نمی‌شود...

همه شب دست در آغوشِ خیالت دارمکوری آن‌که مرا از تو جدا می‌دا...

جان می رقصد دلمدیوانه می رقصد دلم جویی خون نوشیده او جانانه ...

پیرم و گاهی دلم جوانی می‌زند #استاد شهریار

اربابم خیلی دلم برات تنگ شده شب جمعه هوایت نکنم میمیرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط