چندشاتی جونگکوک
چندشاتی جونگکوک
part 11
وقتی دختر تهیونگ.. ملن رو دیدم..
قلبم به تپش افتاد..
خیلی زیبا بود...
واقعا منحصر به فرد بود..
لبخند زدم.
باهاش احوالپرسی کردم و باهم صحبت کردیم..
ات ویو
اونر زو تموم شد..
من و بورام و یوری به کره برگشتیم..
داخل سئول، با پول رستورانم برای بورام خونه خریدم.
و با پول خونه ی داخل آمریکام برای یوری خونه خریدم..
البته جونگکوک همبرای هر کدوم ماشین خرید..
من وجونگکوکپیش هم برگشتیم و دوباره داخل همون خونه زندگیمیکنیم..
از همه مهم تر..
بورام عاشق دختر تهیونگ، ملن شده.. به جونگکوک و من گفته..
ولی همیشه با جونگکوک درحال دعواعه
part 11
وقتی دختر تهیونگ.. ملن رو دیدم..
قلبم به تپش افتاد..
خیلی زیبا بود...
واقعا منحصر به فرد بود..
لبخند زدم.
باهاش احوالپرسی کردم و باهم صحبت کردیم..
ات ویو
اونر زو تموم شد..
من و بورام و یوری به کره برگشتیم..
داخل سئول، با پول رستورانم برای بورام خونه خریدم.
و با پول خونه ی داخل آمریکام برای یوری خونه خریدم..
البته جونگکوک همبرای هر کدوم ماشین خرید..
من وجونگکوکپیش هم برگشتیم و دوباره داخل همون خونه زندگیمیکنیم..
از همه مهم تر..
بورام عاشق دختر تهیونگ، ملن شده.. به جونگکوک و من گفته..
ولی همیشه با جونگکوک درحال دعواعه
- ۶۴.۴k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط