کسی چه می داند

کسی چه می داند
شاید همین لحظه زنی
برای مرد سیاستمدارش می رقصد
یا پیانو می زند و آواز می خواند
و جلوی جنگ جهانی بعدی را می گیرد
کسی چه می داند
شاید تنها شرط معشوقه ی هیتلر
به خاک و خون کشیدن دنی ابود
کسی سر از کار زن ها در نمی آورد
با سکوت شان شعر می خوانند
با لب هاشان قطعنامه صادر می کنند
باموهاشان جنگ می طلبند
با چشم هاشان صلح
دیدگاه ها (۱)

داشتم رقص زیبای تو را تصور می کردم که خدا آهسته به شانه ام ...

پاییز دختریست با موهای بافته ی نارنجی ، باران که ببارد ، فر ...

چه زیبایند آنانی که همیشه لبخندی بر لب دارند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط