وقت خود را ب تو مسپارم

وقتے خود را بہ تو مےسپارم
انگار ڪسے مے گوید :
" خیالت راحت ! من هستم 
و من
تمام دلشورہ هایم را بہ باد مے سپارم
انگار همہ برایم مے شود تو
و تو مے شوے همہ ے من ...
دیدگاه ها (۱)

ای خدایی که به من نزدیکی:خبر از دلهره هایم داری ؟خبر از لرزش...

به چشمهایت بگوانقدر برای دلم رَجز نخوانندمن اهل جنگ نیستم.“م...

گاهی ؛ اگر توانستی . . . اگر خواستی . . . اگر هنوز نامی از م...

چرا ما آدمها همیشه به محبت کسی که بیشتر از همه ما رو نادیده ...

فراموش نخواهد شد؛ سپهر بابا کجایی ، مانی مانی بابا تو برو من...

کاکوچووقتی کاکوچو در پنت هاوس را باز می‌کند، در جایت تلوتلو ...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط