مــن یــقــیــن دارم که بــرگ ،

مــن یــقــیــن دارم که بــرگ ،
کاینــ چــنــیــن خــود را رها کردســت در آغــوش بــاد ،
فــارغ اســت از یــاد مــرگ !

آدمی ــهم مــثــل بــرگ ،مــے تــوانــد زیــســت بــے تــشــویــش مــرگ ،
گرنــدارد همــچــو او آغــوش مــهر بــاد را ،

میــتــوانــد یــافــت لــطــف :
«هرچــه بــادا بــاد را »

#فــریــدونــ_مــشــیــرے
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۶ (پایانی): طلوعِ دوبارهزمان مثل باد گذشت. ماه‌ها یکی ...

من یقین دارم که برگ ،کاین چنین خود را رها کردست در آغوش باد ...

من یقین دارم که برگ ،کاین چنین خود را رها کردست در آغوش باد ...

من يقين دارم كه برگ ، كاين چنين خود را رها كردست در آغوش با...

من یقین دارم که برگکاین چنین خود را رها کردست در آغوش بادفار...

من یقین دارم كه برگ ،كاین چنین خود را رها كردست در آغوش باد ...

من یقین دارم که برگکاین چنین خود را رها کردست در آغوش باد،فا...

من یقین دارم که برگکاین چنین خود را رها کردست در آغوش باد،فا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط