Love and hate
Love and hate
پارت ۷
نامجون:هر کدوم دو تا دختر انتخاب میکنیم دخترایی که بیشتر رأی آوردن به گروه اضافه میشوند انتخاب هاتون رو روی کاغذ بنویسید
اعضا: نوشتیم
نامجون:اوکی اول خودم میگم ا.ت و سانا
جین: حالا من میگم ا.ت و سانا
جیمین:ا.ت و سانا
جیهوپ:ا.ت و سانا
تهیونگ:ا.ت و سانا
جونگکوک:ا.ت و سانا
یونگی: بانی و سانا
نامجون: به ا.ت میگی بانی
یونگی: اره
ا.ت:منم بهت میگم پیشی😝
یونگی:صدبار بهت گفتم منو پیشی صدا نزن خانوم خرگوشه😤
ا.ت:تو هم منو خانوم خرگوشه صدا نزن منگل(منگل رو فارسی گفت)
{و اکنون این دعوا ادامه دارد تا...}
نامجون:بسه دیگه انقدر دعوا نکنید
ا.ت و یونگی:اه..باشه(اخم)
نامجون:برین تو ماشین میخوایم بریم پیش پی دی نیم چون گفت وقتی انتخاب کردید بیاین پیشم
ا.ت و سانا: چیییییییییییییی وای من لباس خوبی نپوشیدم(هم زمان)
نامجون:مشکلی نیست میریم خونه عوض کنید
ا.ت و سانا هم زمان:لباس نداریم
یونگی:شما هیچ وقت لباس ندارید یعنی من ۱۶ سال پیش تو بودم یک بار نشد تو بگی من لباس دارم
ا.ت:خفه،سانا بریم
سانا:آوردنش(ذوق)
ا.ت:اره بریم دختر(چشمک)
سانا:یوهو بزن بریم
اعضا:کجا؟؟
ا.ت:با موتور میریم
جیهوپ:موتور،کی رانندگی میکنه حالا
سانا:ا.ت جونم
تهیونگ:مگه بلده
ا.ت:چرا بلد نباشم بریم سانا
سانا:اوکی
ویو اعضا
رفتن سوار موتور شدن فکر کردیم مثل بقیه دخترا آروم میرم ولی نه ا.ت داشت تک چرخ می زد و فرمون رو ول کرده بود و روی موتور وایساده بود بعد یکم نشست رو موتور و از موشک تند تر حرکت میکرد بهمون گفتن تو خونه منتظرشون باشیم یک نیم ساعتی گذشته بود که دو نفر اومدن استایل هاشون درست مخالف هم بود....
(استایل هاشون رو گذاشتم)
اسلاید اول ا.ت
اسلاید دوم سانا
اسلاید سوم موتور ا.ت
پارت ۷
نامجون:هر کدوم دو تا دختر انتخاب میکنیم دخترایی که بیشتر رأی آوردن به گروه اضافه میشوند انتخاب هاتون رو روی کاغذ بنویسید
اعضا: نوشتیم
نامجون:اوکی اول خودم میگم ا.ت و سانا
جین: حالا من میگم ا.ت و سانا
جیمین:ا.ت و سانا
جیهوپ:ا.ت و سانا
تهیونگ:ا.ت و سانا
جونگکوک:ا.ت و سانا
یونگی: بانی و سانا
نامجون: به ا.ت میگی بانی
یونگی: اره
ا.ت:منم بهت میگم پیشی😝
یونگی:صدبار بهت گفتم منو پیشی صدا نزن خانوم خرگوشه😤
ا.ت:تو هم منو خانوم خرگوشه صدا نزن منگل(منگل رو فارسی گفت)
{و اکنون این دعوا ادامه دارد تا...}
نامجون:بسه دیگه انقدر دعوا نکنید
ا.ت و یونگی:اه..باشه(اخم)
نامجون:برین تو ماشین میخوایم بریم پیش پی دی نیم چون گفت وقتی انتخاب کردید بیاین پیشم
ا.ت و سانا: چیییییییییییییی وای من لباس خوبی نپوشیدم(هم زمان)
نامجون:مشکلی نیست میریم خونه عوض کنید
ا.ت و سانا هم زمان:لباس نداریم
یونگی:شما هیچ وقت لباس ندارید یعنی من ۱۶ سال پیش تو بودم یک بار نشد تو بگی من لباس دارم
ا.ت:خفه،سانا بریم
سانا:آوردنش(ذوق)
ا.ت:اره بریم دختر(چشمک)
سانا:یوهو بزن بریم
اعضا:کجا؟؟
ا.ت:با موتور میریم
جیهوپ:موتور،کی رانندگی میکنه حالا
سانا:ا.ت جونم
تهیونگ:مگه بلده
ا.ت:چرا بلد نباشم بریم سانا
سانا:اوکی
ویو اعضا
رفتن سوار موتور شدن فکر کردیم مثل بقیه دخترا آروم میرم ولی نه ا.ت داشت تک چرخ می زد و فرمون رو ول کرده بود و روی موتور وایساده بود بعد یکم نشست رو موتور و از موشک تند تر حرکت میکرد بهمون گفتن تو خونه منتظرشون باشیم یک نیم ساعتی گذشته بود که دو نفر اومدن استایل هاشون درست مخالف هم بود....
(استایل هاشون رو گذاشتم)
اسلاید اول ا.ت
اسلاید دوم سانا
اسلاید سوم موتور ا.ت
- ۳۵۷
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط