هرچه کردم به خودم کردم و وجدان ِخودم

هرچه کردم به خودم کردم و وجدان ِخودم
پسر نوحم و قربانی طوفان خودم

تک و تنهاتر از آنم که به دادم برسند
آنچنانم که شدم دست به دامان خودم

موی تو ریخته بر شانه ی تو ٬ امّــا من
شانه ام ریخته بر موی پریشان ِ خودم!

از بهشتی که تو گفتی خبری نیست که نیست
می روم سر بگذارم به بیابان خودم

آسمان سرد و هوا سرد و زمین سردتر استب
اخـــوانــم که رسیدم به زمستان خودم

تو گرفتار خودت هستی و آزادی هات
من گرفتار خودم هستم و زندان خودم

شب میلاد من ِ بی کس و کار است ولی
باید امشب بروم شام غریبان خودم...

#
دیدگاه ها (۱)

شبیه شمع که خیلی نجیب می‌سوزددلم برای تو گاهی عجیب می‌سوزددل...

‌ سراب را بهــانه کُن، تیممی ز عشق کُن یکی نشسته دردلت،تبسمی...

#پاییز🍂 فرصت زندگی کم است 🍁 بزرگوارتر از آن باش که برَنجی ...

#پاییز🍁 🍁 🍂 🍂 می بینی پاییز چقدر شبیه زن هاست؟حوصله اش که سر...

ص ۳۷فکر روز دوشنبه خانه پریسا عذابم میداد با خودم میگفتم  اگ...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ک...

برادر بی رحم من💔🥀🖤پارت 15ویو یورا:وقتی یونگی غذا رو جلویم گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط