با دل چون کبوترم

با دل چون کبوترم
انس گرفته چشم تو
رام خود نموده ام باز دل رمیده را
دست مکش،به موی او
مات مشو،به روی او
تا نکشد به خون دل دامن دیده ی تو را
دست مکش،به موی او
مات مشو،به روی او
تا نکشد به خون دل دامن دیده ی تو را...
#حمید_صفت #ساتوری #سیگاری
دیدگاه ها (۳)

به گمانم خداوند آنجا که رها شد پاییز را آفرید...جان جانان من...

پنج شنبه که از راه میرسدجای خالی ها،خودشان یکی یکی ردیف میشو...

بذارید اینجوری بگمآدم خونسردیمخیلی ساده از کنار مسائل رد میش...

ما سیگاریا، سیگارو میکشیم واسه اون دو کام آخرش.بعد میای میگی...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

#شعر_نو 🕊رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود ...

دامن دل از تو در خون می‌کشمننگری ای دوست تا چون می‌کشماز رگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط