پارت ۶

پارت ۶
ادمین : شوگا جان بالاخره بعد ۳ ساعت جیمین خان رو آورد بیرون
جیمین : بچه ها من گشنمه
جنگکوک : باید باشه ، منم بعد ۳ ساعت اون تو بودن گشنم میشد
تهیونگ :اوو پس دلت میخواست اون تو باشی
جنگکوک : .را تو دهن من حرف می‌زاری ؟
نامجون : بستتونه دیگه
جین : میرم غذا درست کنم کسی جز جیمین نمیخواد ؟
شوگا : چرا من می‌خوام
فیلیکس : منم گشنمه
جین : خب جیمین چی میخوای ؟
جیمین : پیتزا 🤤
جین : خب سفارش میدم
جیهوپ : اصلا چه کاریه بیا برا همه بگیریم
نامجون : فکر خوبیه
کای : من سفارش میدم
جین : اوکی
صدای زنگ
شوگا : س،،،،س لام
.....: سلام
شوگا : تو اینجا چیکار می‌کنی
....: همسایتون هستم میخواستم ببینم فست فودی این نزدیکا سراغ دارین؟
نامجون : شوگا چی شده ؟
شوگا : همسایمون هستن
نامجون : آها بله ، خوشبختم
.....: همچنین
جین : بفرمایید تو
....: نه ممنون مزاحم نمیشم
شوگا: چی شد برگشتی ؟
کای : شما همو می‌شناسین ؟
شوگا : اره دوست صمیمیه هم بودیم
دیدگاه ها (۰)

بفرمایییییبددددددددد ،😭😭😭😭😭

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی وقتی تحریکشون می کنی و نمی زاری ن...

#سناریو_بی_تی_اس موضوع اسلاید بعد نامجون : چه پرو جین : پس ب...

پارت بیست و هفتم - قاتل عاشق من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط