داستان کافکا و عروسک
داستان کافکا و عروسک؛
یادمان میدهد که فقدان، پایان نیست، شروعی دوباره است!
کافکا روزی در پارک دختربچهای را دید که عروسکش را گم کرده بود و با گریه دنبالَش میگشت.
کافکا با او تمام پارک را گشت، اما عروسک پیدا نشد. فردایش، با لبخند به دخترک گفت:
«از عروسکت نامهای رسیده... نوشته نگرانم نباش، من به سفر رفتم!»
از آن روز، هر روز نامهای تازه از «عروسک» میآمد تا اینکه یک روز، کافکا با یک عروسک دیگر برگشت.
دخترک گفت: «اما این، عروسک من نیست!»
کافکا لبخند زد و نامهی آخر را داد. در نامه نوشته بود: «سفر، من را تغییر داده است.»
دخترک عروسک را بوسید و با شادی به خانه رفت.
سالها بعد، وقتی بزرگ شده بود، در دل همان عروسک یادداشتی پنهان یافت — با دست خط کافکا: «هر چیزی را که بدان عشق میورزی، شاید روزی از دست بدهی... اما عشق، به شکلی دیگر، به سوی تو بازخواهد گشت.»
**از نظر روانشناسی، داستان کافکا و دخترک نمادی از فرآیند سوگ سالم است.
کافکا با خلق نامهها، به دختر کمک کرد تا بین از دست دادن و پذیرش پلی بسازد.
او اجازه نداد واقعیت ناگهانیِ فقدان، روان کودک را فروبپاشد؛ بلکه با خیال، رنج را قابل تحمل کرد.
این همان کاری است که ذهن سالم در برابر فقدان میکند:
ابتدا انکار نمادین، سپس تطبیق احساسی و در نهایت پذیرش با معنا.
عشق از بین نمیرود؛ فقط شکلش عوض میشود — همانطور که کافکا در پایان نوشت...
#آفرینش
#ویسگون
#دوستت_دارم
#روانشناسی
#علی_قاضی_نظام
#داستان
#داستانک
#کافکا_و_عروسک
یادمان میدهد که فقدان، پایان نیست، شروعی دوباره است!
کافکا روزی در پارک دختربچهای را دید که عروسکش را گم کرده بود و با گریه دنبالَش میگشت.
کافکا با او تمام پارک را گشت، اما عروسک پیدا نشد. فردایش، با لبخند به دخترک گفت:
«از عروسکت نامهای رسیده... نوشته نگرانم نباش، من به سفر رفتم!»
از آن روز، هر روز نامهای تازه از «عروسک» میآمد تا اینکه یک روز، کافکا با یک عروسک دیگر برگشت.
دخترک گفت: «اما این، عروسک من نیست!»
کافکا لبخند زد و نامهی آخر را داد. در نامه نوشته بود: «سفر، من را تغییر داده است.»
دخترک عروسک را بوسید و با شادی به خانه رفت.
سالها بعد، وقتی بزرگ شده بود، در دل همان عروسک یادداشتی پنهان یافت — با دست خط کافکا: «هر چیزی را که بدان عشق میورزی، شاید روزی از دست بدهی... اما عشق، به شکلی دیگر، به سوی تو بازخواهد گشت.»
**از نظر روانشناسی، داستان کافکا و دخترک نمادی از فرآیند سوگ سالم است.
کافکا با خلق نامهها، به دختر کمک کرد تا بین از دست دادن و پذیرش پلی بسازد.
او اجازه نداد واقعیت ناگهانیِ فقدان، روان کودک را فروبپاشد؛ بلکه با خیال، رنج را قابل تحمل کرد.
این همان کاری است که ذهن سالم در برابر فقدان میکند:
ابتدا انکار نمادین، سپس تطبیق احساسی و در نهایت پذیرش با معنا.
عشق از بین نمیرود؛ فقط شکلش عوض میشود — همانطور که کافکا در پایان نوشت...
#آفرینش
#ویسگون
#دوستت_دارم
#روانشناسی
#علی_قاضی_نظام
#داستان
#داستانک
#کافکا_و_عروسک
- ۴.۹k
- ۲۹ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط