روزنوشت۸

روزنوشت۸
سلام،دلم داغونِ اوضاش،گرفته،خیلی گرفته...
انگارعاشق شده،کاش میدنستم عاشق کی؟عاشق چی؟(آخه چته لامصب؟من بادلم خیلی وقتاحرف میزنم یعنی ازوقتی قرارشدباخودم مهربون باشم)..
ناراحتتون نکنم!بنظرتون اگه آدمی تورویا زندگی کنه خیلی احمقانس؟

پ.ن:رویاهایی که شایدهیچ وقت اتفاق نیفتن!مادرم وقتی نقاشی آرزوهامومیکشیدم بهم میگفت "عیب نداره بکش"(به همین سردی!)،اگه خدامهربون تراز مادره بایدبهم اجازه بده حالاهم بارویاهام زندگی کنم...درضمن میدونم روز نیست ساعت نزدیکای چهار صبحه....خدایارتون
دیدگاه ها (۵)

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

اون یه نفر درست میگفت:آدم‌هاهمدیگر را با کلمات به دست می‌آور...

گاهی گذشت میکنیم!! و گاهی گذر!!

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

«مانیفستِ بهرام محمدی: بازتعریفِ «لاکچری» در هندسهٔ ذهن»۴۲. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط