استادی شاگردانش را به یک گردش تفریحی درکوهستان برده بود،پ
استادی شاگردانش را به یک گردش تفریحی درکوهستان برده بود،پس مدت زیادی پیاده روی همه تشنه کنارچشمه ای نشستند استاد به همه پیاله ای آب داد وگفت قبل ازنوشیدن یک مشت نمک درآن بریزند هیچیک از شاگردان نتوانستند آب را بنوشند.
سپس استاد مشتی نمک را درچشمه ریخت وگفت حالا پیاله هایتان را آب کنید وبنوشید همه این کار راانجام دادندوگفتندآب بسیارگوارایی بود..
استاد گفت مشکلات ودردهای زندگی مانند همین مشت نمک است این به شمابستگی دارد که چشمه باشید یاپیاله ای آب پس سعی کنید چشمه باشید تا برمشکلات غلبه کنید.
سپس استاد مشتی نمک را درچشمه ریخت وگفت حالا پیاله هایتان را آب کنید وبنوشید همه این کار راانجام دادندوگفتندآب بسیارگوارایی بود..
استاد گفت مشکلات ودردهای زندگی مانند همین مشت نمک است این به شمابستگی دارد که چشمه باشید یاپیاله ای آب پس سعی کنید چشمه باشید تا برمشکلات غلبه کنید.
- ۵۳۱
- ۲۱ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط