گفتم که عطش می کُشدم در تب صحرا

گفتم که عطش می کُشدم در تب صحرا
گفتا که مجوی آب و عطش باش سرا پا
دیدگاه ها (۳)

بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین

از همه دیوار های این شهربیزارم

دختره بهم گفت :پا برهنه دوستت دارم که نگی ریگی به کفشمه😍گفتم...

#نزدیک_محرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط