پارت ۶

پارت ۶

چند ماه گذشت ا/ت جزو یکی از بهترین و زیباترین آیدل های سال بود و تهیونگ هم دوست پسرش بود

ا/ت با اینکه بهترین بود ولی هیت های زیادی می‌گرفت

یک روز که تهیونگ خونه نبود رگ خودشو میزنه و وقتی میبینه تاثیری نداره تصمیم میگیره خودشو پرت کنه پایین که همون لحظه تهیونگ وارد خونه میشه


تهیونگ همه جای خونه رو میگرده و تنها جایی که برای گشتن میمونه بالا پشت بومه


تهیونگ میاد بالا پشت بوم و ا/ت رو میبینه و دستت رو میکشه
ا/ت هم از ترسش میوفته بغل تهیونگ و بیهوش میشه

تهیونگ:ا/تتتتتتت ا/ت خوبییییییی
نه......نههههههه


همون لحظه بغلت میکنه و میزارتت تو ماشین

تهیونگ متوجه ی این نشد که رگ خودتو زدی و وقتی بغلت میکنه و میزارتت روی برانکارد دستت که غرق خون بود رو میبینه و اشک از چشماش جاری میشه

پرستارا ا/ت رو بردن توی اتاق

همون لحظه گوشی تهیونگ زنگ خورد و نامجون بود

مکالمه ی تهیونگ و نامجون

نامجون:الو....تهیونگ

تهیونگ:هیونگ.....ا/ت میخواست خودکشی کنه.....ولی نجاتش دادم.....اون رگ خودشو زده بود ولی دیده بود تاثیری نداره میخواست خودشو پرت کنه پایین........(با بغض و گریه)

نامجون:چییییی.......الا.....الان کجایی

تهیونگ:آوردمش بیمارستان......

نامجون:ک....کدوم بیمارستان


ادامه پارت بعد
دیدگاه ها (۲)

پارت ۵وارد خونه ی تهیونگ شدید چند مین بعدتهیونگ:ا/ت شی برات ...

سلام عشقا اومدم یچیزی بهتون بگمراستش من وقتی اولین فیکم رو ن...

Part29

پارت ۱: عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط