چــادر سیــاه مادرم را...

چــادر سیــاه مادرم را...
گـوشـه اش را میــگرفتم...
وراهــم را درمیــان هیــاهوی بازار پیــدا میـکردم...
زبــری اش بهتــر از هـر دســت نوازشــگری مرهـم اشــکهایم میشـــد..
حــال در این بیــراهه....من سر گردان و غریــب وتنها چــه کنم؟؟!😢
دیدگاه ها (۲)

اسم رمان گوهر مارگارتا فصل 1از زبان لوسین لوسین : نیکولاس با...

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

Custom bride part : ۱۴

پسر بد (67)

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۵

جدایی

پارت ۴۷

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

part : 14 دیوید یه لحظه وایسااسب رو کنترل کرد و به سمتم برگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط