part 12

part 12
"باشه حالا کجا بریم؟ "
"نمی‌دونم ، به نظرت کدوم اتاق بریم"
"عاااا بیا رندوم انتخاب کنیم "
"فکر نکنم جا بشیم"
با اومدن معلم به سمتشون هان چشم غره ای رفت و گفت :
"بر خرمگس معرکه لعنت"
فلیکس تعظیمی کرد و گفت:
"سلام معلم چو"
"سلام، چرا هنوز وسایلت رو نزاشتی داخل اتاق ؟"
"الان میریم و میزاریم"
"می‌دونی اتاقت کجاست؟"
فلیکس نگاهی به هان انداخت و با تردید گفت:
"نه"
"اتاق 225"
"راستی جیسونگ تو هم همراه من بیا اتاقت تقریبا کنار اتاق دبیر ها ست من دارم میرم همونجا توام بیا بریم
هان با نگاهی که داد میزد خفه شو به دبیر نگاه کرد و سری تکون داد:
" چشم آقا"
فلیکس گفت:
"آقا! میگم نمیشه منو و هان توی یه اتاق باشیم؟"
معلم گفت:
"خیر نمیشه، اتاق ها از قبل تنظیم شده
فعلا شب اول رو پیشنهاد میکنم تو اتاق خودتون باشید"
و می‌ره و هان به فلیکس میگه:
"من آخر سر وقتی فارغ و التحصیل بشم اینو میزنمش"
و پشت سر معلمه میره
فلیکس آه کلافه ای کشید و زیر لب اتاق 225 رو تکرار کرد
ویو فلیکس
کمی بعد جلوی اتاق 225 ایستادم و نگاهی به اعداد روی در انداختم و با کشیدن یه نفس عمیق وارد اتاق شدم و اولین چیزی که باهاش مواجه شدم جسم هیونجین بود که روی تخت دراز کشیده بود و چشماشو بسته بود
برای لحظه ای نفسمو حبس کردم و سعی کردم به بهترین شکل ممکن از خودم صدایی درنیارم که در همین حین دستم خورد به گلدون شیشه ای روی میز بغل در و با صدای تقریبا بلندی افتاد روی زمین و شکست
هیونجین با شنیدن صدای شکستن گلدون چشماشو باز کرد و نگاه کلافه ای به فلیکس انداخت و گفت:
"نمیتونی بدون گند کاری اعلام حضور کنی؟"
فلیکس دستپاچه سرجاش خشکش زد و فقط با صدایی آروم گفت:
"ب...ببخشید"
هیونجین نفس عمیقی کشید و گفت:
"بیخیالش بیا داخل بعدا به سرایدار میگم جمعش کنه"
فلیکس تند تند سرشو به نشونه ی مخالفت تکون داد و گفت:
"نه خودم جمع میکنم"
و بعد مشغول جمع کردن خورده شیشه ها شد
هیونجین با دیدن اینکه فلیکس داره شیشه ها رو جمع می‌کنه اومد کنارش و گفت:
"برو کنار میزنی دستت رو ناقص می‌کنی اونوقت اوضاع بدتر میشه"
فلیکس نگاهشو داد به هیونجین و همچنان مشغول جمع کردن شیشه ها بود که با سوزش انگشتش نگاهشو داد به ناخنش که توسط شیشه بریده شده بود
هیونجین هم برای کمک فلیکس مشغول جمع‌کردن شیشه ها بود که با متوقف شدن فلیکس سرش رو بالا آورد و با دیدن اینکه فلیکس دستش رو بریده گفت :
"بهت گفتم دست نزن"
فلیکس با دستپاچگی نگاهی به انگشتش انداخت و گفت:
"چیزی نیست نگران نباش"
"بیا بریم دستت رو تمیز کنم اینجوری عفونت میکنه"
"فکر کنم فقط باید جلوی خونریزیشو بگیرم وگرنه اونقدراهم بد نشده البته فکر کنم"
"اتفاقا بدجوری گند زدی بیا ببینمت...چرا به شیشه دست میزنی خب"
همونطور که دست فلیکس توی دست هیونجین بود و هیونجین مشغول نگاه کردنش بود فلیکس گفت:
"من فقط میخواستم خرابکاری که کردم رو درست کنم...همین"
"هیس نمی‌خواد جواب پس بدی "
و در همین حین با برداشتن جعبه ی کمک های اولیه از کیفش دست فلیکس رو با بتادین‌ تمیز کرد و با بانداژ روی زخمش رو سعی کرد ببنده :
از این به بعد بیشتر مراقب باش"
فلیکس آروم سرشو تکون داد ولی با سوزشی که احساس کرد کمی دستشو عقب کشید که هیونجین مچ دستشو گرفت و گفت که کارش هنوز تموم نشده و این باعث شد کبودی روی مچ دست فلیکس که عاملش پدرش بود بدجور درد بگیره و اون با درد و عجله دست هیونجین رو پس بزنه
با اینکار فلیکس هیونجین کلافه سرش رو بالا آورد و گفت :
"چه مرگته لی فلیکس؟ بزار دستت رو ببندم و تموم بشه، فکر نمیکنم یه زخم ساده آنقدر درد داشته باشه که نمیزاری کارمو بکنم"
فلیکس که از درد اشک کمی توی چشماش جمع شده بود گفت:
"موضوع این نیست فقط اینکه نمیتونم دوتا درد رو باهم تحمل کنم"
هیونجین با دیدن اشک های فلیکس نفس عمیقی کشید و گفت :
"لازم نیست گریه کنی فقط بگو چی شده"
فلیکس اشکاشو که سرازیر شده بود پاک کرد و گفت:
"چیزی نیست"
و بعد سعی کرد پانسمان دستشو یجوری ببنده با اینکه بلد نبود
هیونجین دست فلیکس رو گرفت و با بالا زدن استینش متوجه کبودی های مچ فلیکس شد :
"کی این بلا رو سرت اورده؟"
فلیکس برای لحضه ای چشماش گرد شد و سریع دستشو از توی دست هیونجین کشید و گفت:
"داری چیکار میکنی؟"
"فلیکس لجبازی نکن نمیتونی دستت رو پانسمان کنی بدش به من"
"ه..هیونجین ولم کن گفتم که خوبم"
"جفتمون می‌دونیم خوب نیستی"
با گفتن این حرف جسم ظریف فلیکس رو به سمت خودش کشید و با گرفتن دستش با آرامش دستش رو پانسمان کرد و ناخودآگاه با دیدن کبودی های مچ فلیکس آروم مچش رو نوازش کرد
ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

p10At the half of heaven ویو فلیکسبعد از اون دعوای اول صبح ز...

p8at the half of heaven مامان ...ساعت چنده؟ فردا مدرسه دارم"...

At the half of heavenPart 9"خودتم خوب میدونی نمیتونی اینکار ...

مافیایه عشق P:45فلیکس شوکه نگاهش کرد فلیکس: هنوز ندیدم ؟هیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط