بازم ظهر شد

بازم ظهر شد
و با صدای بلند بچﻫ های همسایه بیدار شدم
برعکس روزای دیگه عصبانی شدم از این صداهای مزخرفشون
شاید به خاطر گرما بود
شاید هم به خاطر اتفاقی که صبح افتاد
انقدر واقعی کنارم بودی که نمیخواستم هیچوقت از خواب بیدار بشم
که یهو خوابم عوض شد
صداهای اطراف بلند شد
گرما شدیدتر
و تو نبودی.
میم.ح
#چرت_اندر_چرت
دیدگاه ها (۵)

انقدر خوردم که دارم بالا میارمخب وقتی به جای دو‌نفر غذا بخور...

یه حسی مث بالا آوردنانگشتام انقدر کلمات رو عق زدن که درد گرف...

خوابسر دردحالت تهوعاشکو تو نیستیو تمام اینها تنها تقصیر من ا...

از زبان ا/توقتی رسیدم...بازم دیر کرده بودم...بازم رفته بود.....

تتو آرتیست من [part²¹]*ا/ت ویو*+آهاا... ولی من شمارتو ندارم....

معشوقه دشمن فصل دوم P⁴⁷ـــ‌هیونا‌ـــسوز تیزی به شونه های لخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط