p12
p12
تهیونگ:بغض نکن جوابم رو بده
بورام: چی بگم؟؟؟
بگم اینکه از اون کوتاه ترم یا زورم کمتر هس تو به قضاوت کردنت ادامه بده*گریه
تهیونگ:من..منظوری نداشتم
بورام:چرا اتفاقا منظور داشتی قصد داشتی ناراحتم کنی الانم که کردی برو بیرون*گریه و داد
تهیونگ:باشه میرم اروم باش
*تهیونگ از اتاق رفت دفتر رئیس
رئیس:خوب شد که اومدی چه کاری بود انجام دادی؟؟؟از خودت خجالت نمیکشی به جون یه دختر افتادی؟*داد
تهیونگ:دلیلش رو پرسیدید ازم؟؟؟
رئیس:هر دلیلی باشه حق نداشتی این کار رو کنی*داد
تهیونگ:بغض نکن جوابم رو بده
بورام: چی بگم؟؟؟
بگم اینکه از اون کوتاه ترم یا زورم کمتر هس تو به قضاوت کردنت ادامه بده*گریه
تهیونگ:من..منظوری نداشتم
بورام:چرا اتفاقا منظور داشتی قصد داشتی ناراحتم کنی الانم که کردی برو بیرون*گریه و داد
تهیونگ:باشه میرم اروم باش
*تهیونگ از اتاق رفت دفتر رئیس
رئیس:خوب شد که اومدی چه کاری بود انجام دادی؟؟؟از خودت خجالت نمیکشی به جون یه دختر افتادی؟*داد
تهیونگ:دلیلش رو پرسیدید ازم؟؟؟
رئیس:هر دلیلی باشه حق نداشتی این کار رو کنی*داد
- ۵۴۰
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط