خالی بکن در استکانم چایی ات را
خالی بکن در استکانم چایی ات را
آغوش وا کن آن دل دریایی ات را
شبهای شعر چشمهایت دیدنی تر
مهمان من کن یک شب رویایی ات را
یک باغ در سیمای تو خوشتر نشسته
خیلی به رخها می کشی زیبایی ات را
در کوچه حتی پیرمردان بی قرارند
با ناز وقتی می کشی دم پایی ات را
خیلی پسندت می کنم وقتی که بینم
بر روی لب آرام دندان سایی ات را
پروا نکن پروانه ها باید بسوزند
با عشق پوشش می دهم رسوایی ات را
مریم به عیسی داد روح زندگی را
بر نیل من جاری بکن موسایی ات را ...
آغوش وا کن آن دل دریایی ات را
شبهای شعر چشمهایت دیدنی تر
مهمان من کن یک شب رویایی ات را
یک باغ در سیمای تو خوشتر نشسته
خیلی به رخها می کشی زیبایی ات را
در کوچه حتی پیرمردان بی قرارند
با ناز وقتی می کشی دم پایی ات را
خیلی پسندت می کنم وقتی که بینم
بر روی لب آرام دندان سایی ات را
پروا نکن پروانه ها باید بسوزند
با عشق پوشش می دهم رسوایی ات را
مریم به عیسی داد روح زندگی را
بر نیل من جاری بکن موسایی ات را ...
- ۱.۳k
- ۱۰ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط