دعوای دو درخت در شعر شهریار

دعوای دو درخت در شعر شهریار
گفت با طعنه منبری به چنار:
سرافراز چه می کنی بی بار!
نه مگر ننگ هر درخت تویی؟
کز شما‌ ساختند چوبه دار!
پس براشفت ان درخت دلیر رو به منبر چنین نمود اخطار؛
گفت:گر منبر تو فایده ،داشت کار مردم نمی کشید به دار
دیدگاه ها (۱)

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،   که نامی خوش‌تر از اینت ند...

نعمت عافیت , مبداء همه نیازهاستو عاقبت بخیری , مقصد همه نیاز...

موجودی که من او را انتظار می کشم واقعی نیست. من آن را بارهای...

"خدایاا" امروز را نیز با نام تو آغاز می کنم که روشنگر جان اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط