قرار داد

قرار داد
پارت 5


همه رفتن داخل کلاس و منم وارد شدم و به سمت صندلیم رفتم که اون باز ابن پسره ک.... ونی اومد
هایسون : عشقم منتظرت بودم
که همه کلاس جیغ میزدن بایه حالت تعجب نگاهم میکردن که
سومی : دختر تو مگه از این نردبون بدت نمیومد
یوری : چرا اما..
سومی : اما چی یهو عاشق یه گوریل نردبونی شدی
یوری : برات توضیح میدم
که یهو استاد اومد و همه نشستن سر جاشون(10مین بعد)
استاد : یوری بیا کنفرانست رو شروع کن
یوری : چشم
بلند شدم و وسایل لازمم رو برداشتم و به سمت میز استاد قدم برداشتم
(10مین بعد نوشتن و کشیدن)
یوری : خب بچه ها... قلب انسان به این شکل 🫀
یوری : .....................
یکی از بچه ها : یوری اون کاکاسنگی چیه کشیدی
تا اومدم جواب بدم
هایسون : خوب مگه چیه دوست دختر عزیزم کاکاسنگی دوست داره
و بعد همه بچه ها شروع به دیت جیغ کردن زدن
استاد : بچه ها اروم (داد)
(20 مین بعد )
داشتم لوازمم رو جمع میکردم که
استاد : یوری میتونیم حرف بزنیم
یوری : بله
استاد : باورم نمیشه انقدر خوب کنفرانس دادی
یوری : ممنون
و بعد حرفمون رفتم سالن غذا خوری که بقول سومی این نردبون باز اومد
هایسون : چطوری عشقم
یوری : کی.. ر عشقم بنال
هایسون : ساعت 4 میام دنبالت
یوری : میخوای بریم جهنم من بات نمیام
و بعد ف... اک نشونش دادم
هایسون : قرار بریم رستوران
یوری : سیکتیر من باهات حتی تا بهشتم نمیام احمق
هایسون : پس خیلی دوست داری ویدیو خواهرت پخش شه
یوری : ایششش باشع
هایسون : افرین دختر خوب
[ ویو رستوران]
هایسون : بفرمایید عشقم
صندلی رو عقب داد تا بشینم
یوری : ممنون
[50 مین بعد ]
غذارو خوردیم و همراه هایسون بیرون اومدیم که اون پسره کوک رو دیدم سیع داشتم محل نزارم اما
جونگکوک : پس دوست پسر داشتی
یوری : به شما ربطی داره
جونگکوک : اره مربوط قول اون شب یادت رفته حتی امضاشم کردی
یوری : چه قولی
جونگکوک : گفتی باهام ازدواج میکنی حتی بوسیدیم و گفتی این امضا
یوری : من انموقع مست بودم
جونگکوک : فعلا برو ولی بد برات تموم میشه
و بعد به سمت ماشین هایسون رفتم و نشستم
هایسون : چی میگه
یوری : هیچی مرده اسکل
هایسون : اها
[ویو فردا صبح یوری]
مثل همیشه با صدای الارم گوشیم بیدار شدم تختم و مرتب کردم و کارای لازمم رو انجام دادم و لباس فرمم رو پوشیدم کیفمو برداشتم و به سمت در اتاق قدم برداشتم
یورا : صبح بخیر
یوری : صبح بخیر
یورا : بیا صبحونه
یوری : چیههههه
یورا : توت فرنگی با نوتلا
یوری : نوموخوااااامممممم
یورا : همین که هست
عصبانی به سمت در رفتم

شرط:
5 لایک
دیدگاه ها (۱)

قرار داد پارت 4 ☆سمت مغازه حرکت کردم داخل مغازه رفتمخانمه ...

قرار داد پارت 3☆جونگکوک : باشه پس بیایوری : ممنونم به سمت...

قرار داد پارت 1☆[ ویو یوری ] صبح با صدای الارم گوشیم بیدار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط