تک پارتی✨

تک پارتی✨
میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک...

پشت صحنه‌ی سالن کنسرت پر از رفت‌وآمد بود. اعضای گروه یکی‌یکی آماده می‌شدن و صدای کارکنان از هر طرف شنیده می‌شد.

ات جلوی میز میکاپ نشسته بود و وسایلش رو مرتب می‌کرد.

چند دقیقه بعد، جیمین با لباس اجراییش وارد اتاق شد.

جیمین: خب خانوم میکاپ‌آرتیست، شوهرتون آماده‌ست.

ات بدون اینکه سرشو بلند کنه گفت:

ا/ت: شوهرتون؟ خیلی رسمی شدی یهو.

جیمین خندید و روی صندلی نشست.

جیمین: خب خانومم، میشه لطفاً منو خوشگل کنی؟

ات بالاخره نگاهش کرد.

ا/ت: تو همین الانم خوشگلی، لازم نیست کاری کنم.

جیمین: نه نه، این حرفا رو بذار کنار. امروز مسئولیت سنگینی داری.

ا/ت: چه مسئولیتی؟

جیمین با جدیت ساختگی گفت:

جیمین: اینکه کاری کنی من از خودم خوشگل‌تر بشم.

ات زد زیر خنده.

ا/ت: مگه میشه؟

جیمین: نمی‌دونم، تو امتحان کن.

ات شروع کرد به کار و جیمین هم طبق معمول، بعد از کمتر از یک دقیقه شروع کرد به تکون خوردن.

ا/ت: جیمین.

جیمین: جانم؟

ا/ت: تکون نخور.

جیمین: تکون نخوردم.

ا/ت: همین الان سرتو تکون دادی.

جیمین: داشتم راحت‌تر می‌نشستم.

ا/ت: راحت‌تر بشینی یا میکاپت خراب نشه؟

جیمین: میکاپم.

ا/ت: پس ساکت.

جیمین: چشم.

سه ثانیه سکوت.

جیمین: ات؟

ا/ت: چیه؟

جیمین: خیلی دوستم داری؟

ات لبخند زد.

ا/ت: جیمین...

جیمین: خب؟

ا/ت: اگه تکون نخوری، بیشتر دوستت دارم.

جیمین فوری صاف نشست.

جیمین: انجام شد.

ات خنده‌ش گرفت.

ا/ت: تو واقعاً غیرقابل تحملی.

جیمین: ولی شوهرتونم.

ات: متأسفانه...

جیمین با تعجب ساختگی ابرو بالا انداخت.

جیمین: متأسفانه؟!

ات قبل از اینکه جواب بده، آخرین قسمت میکاپ رو هم تمام کرد و چند قدم عقب رفت.

ا/ت: خب، تموم شد.

جیمین بلند شد و خودش رو توی آینه نگاه کرد.

جیمین: واااو...

بعد برگشت سمت ات.

جیمین: خانوم پارک، فکر کنم باید حقوقت رو زیاد کنم.

ا/ت: حقوقم چقدره؟

جیمین: هرچقدر بخوای.

ا/ت: پس یه شام خوشمزه بعد کنسرت.

جیمین: قبول.

ات وسایلش رو جمع کرد و گفت:

ا/ت: حالا برو اجرا کن.

جیمین چند قدم رفت، ولی دوباره برگشت.

جیمین: یه چیز دیگه.

ا/ت: چی؟

جیمین: بهترین میکاپ‌آرتیست دنیایی.

ات لبخند زد.

ا/ت: برو دیگه، پنج دقیقه دیگه باید روی صحنه باشی!

جیمین خندید و از اتاق بیرون رفت.

یکی از کارکنان که صحنه رو دیده بود، با خنده گفت:

«خانوم پارک، فکر کنم آقای پارک فقط وقتی شما میکاپش می‌کنین اینقدر حرف گوش میده.»

ات با خنده وسایلش رو داخل کیف گذاشت.

ا/ت: منم هنوز دارم دنبال دلیلش می‌گردم.

از بیرون صدای جیمین اومد:

جیمین: چون عاشق میکاپ‌آرتیستممم!

ات با خنده سرشو تکون داد.

ا/ت: این بشر قرار نیست یه روز بدون آبروریزی تموم کنه...
دیدگاه ها (۷)

تک پارتی✨صدای موزیک کل سالن رو پر کرده بود و نورهای صحنه مدا...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

نام:قرارداد نفرتpart:⁴²هانا گفت:«چون مهمونیه دیگه.»ا/ت سرش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط