گم شدم در گیر و دار آرزو های خودم

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودم

تا به تنهایی رسیدم باز با پای خودم

 

مثل احساسی که از دلبستگی بیزار بود

من زمستانم گریزانم ز سرمای خودم

 

آتش سوزان عشقم در مسیر سرد باد

می شوم توفان ویرانی فردای خودم

 

قصه نامحرمان بس بود اما پس چرا

می کشم کشتی دزدان را به دریای خودم

 

خورده ام صد بار چوب اشتباهم را ولی

می کنم تایید مرگم را به امضای خودم

 

ادعا کردم که کوهم ریشه دارم در زمین

با نسیمی جابجا گشتم من از جای خودم

 

بس که گریان کرده ام لبخند های شوق را

سیل این دیوانگی آمد به صحرای خودم
دیدگاه ها (۴)

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودمتا به تنهایی رسیدم باز با پ...

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودمتا به تنهایی رسیدم باز با پ...

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودمتا به تنهایی رسیدم باز با پ...

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودمتا به تنهایی رسیدم باز با پ...

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودمتا به تنهایی رسیدم باز با پ...

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودمتا به تنهایی رسیدم باز با پ...

بلاگر اهوازی یوتیوب ویسگون انگیزش امیرعلیa2 a2vira amirali__.a2

تو چسب روی زانو های زخمی منی.تو نور توی زندگی تاریک منی.تو ا...

تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 لایکـــــــــ♥فالویادتون ن...

نتونی به کسی بگی و به تنهایی با اون دردت کنار بیای...هعی چقد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط