کجا

کجا
نبودنت
نیست...............
دیدگاه ها (۳)

من ساعتم را با خواب های تو کوک می کنمفکر کنم امشب …هزار ساله...

بعد از تو …درختی شدم که بی وقفه تبر زن را به آغوش می خواند

رفته ای وو در این خانه سال هاستمرده ایبی تو زندگی می کند.......

من می روماما به آسمان بگوبه موقع ببار............

نبودنتهمان زخمی است که بلد نیستخودش را ترمیم کندو مندر میان ...

هنوزهم‌کسی‌باور‌نکرده‌نبودنت‌را . . 💔

من اصن از پس نبودنت بر نمیام....:)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط