استاد چشم بادومی من
اســتـاد چــشــم بـادومــی مــــن
[ My almond-eyed master ]
Part 9
ویـو تـهـیـونـگ : داشتم توی گوشیم ور میرفتم . کار همیشگی جونگکوک اینه که بره واسه من دوست دختر پیدا کنه . ولی خب منکه فقط یه دخترو دوست دارم . اونم یوجونگه .
جـونـگـکـوک : هوی تهیونگ سرتو از توی گوشی بیار بیرون
تـهـیـونـگ : ها چی میگی . ( سرشو اورد بالا ) ی..و.جو..نگ؟؟
یـوجـونـگ : ( رفت )
ادمین : تهیونگ رفت دنبال یوجونگ
تـهـیـونـگ : یوجونگ وایسا . تروخدا وایسا
یـوجـونـگ : چی میگی ؟
ادمین : تهیونگ یوجونگ رو بو.سید
After 2 min
یـوجـونـگ : واسه چی این کارو کردی؟
تـهـیـونـگ : این کارو کردم تا بهت بفهمونم که دوستت دارم . اره یوجونگ . عاشقتم . تو چی؟
یـوجـونـگ : ( بوسه ای روی گلوش زد ) منم عاشقتم
ادمین : همو بوسیدن ( خب خب . دوستان سینگل . حالتون چطوره ؟ )
--------- روز بـعـد -------
ویـو یـوجـونـگ : امروز با تهیونگ کلاس داشتم . قرار بود امروز به بچه ها بگیم . اوه . خیلی استرس دارم . حتی به سه نا هم نگفتم .
تـهـیـونـگ : سلام بچه ها . خوبین . عامم راستی منو یوجونگ میخواستیم یه چیزی رو بهتون بگیم
ادمین : یوجونگ رفت کنار تهیونگ
هردوشون باهم : ما باهم توی رابطه ایمم
.
یـوجـونـگ : البته . موقعی که اون خبر پخش شد باهم نبودیم . تاژه دیشب باهم وارد رابطه شدیم .
بـچـه هـای کـلـاس : عام . راستش یوجونگ ببخشید ما خیلی زود قضاوتتون کردیم . حالا که خودتون گفتید ما متوجه شدیم . امیدواریم که همیشه باهم بمونید
------ بعد کلاس ------
تـهـیـونـگ : یوجونگ برسونمت ؟
یـوجـونـگ : نه عشقم . میخوام با سه نا برم . میخوام موضوع خودمون رو بهش بگم
------- توی ماشین -------
یـوجـونـگ : عاممم . سه نا . یه چیز بگم دعوام نمیکنی؟
سـه نـا : دوباره چه گوهی خوردی؟
یـوجـونـگ : یادته اون شب وقتی که تهیونگ رو دیدم از پارتی رفتم بیرون ؟ بعدش تهیونگ اومد دنبالم . بعدشم بوسم کرد و باهم وارد رابطه شدیم . ببخشید دیشب بهت نگفتمممم
سـه نـا : عررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر. راستش دیشب یه اتفاقی افتاد . ......
[ My almond-eyed master ]
Part 9
ویـو تـهـیـونـگ : داشتم توی گوشیم ور میرفتم . کار همیشگی جونگکوک اینه که بره واسه من دوست دختر پیدا کنه . ولی خب منکه فقط یه دخترو دوست دارم . اونم یوجونگه .
جـونـگـکـوک : هوی تهیونگ سرتو از توی گوشی بیار بیرون
تـهـیـونـگ : ها چی میگی . ( سرشو اورد بالا ) ی..و.جو..نگ؟؟
یـوجـونـگ : ( رفت )
ادمین : تهیونگ رفت دنبال یوجونگ
تـهـیـونـگ : یوجونگ وایسا . تروخدا وایسا
یـوجـونـگ : چی میگی ؟
ادمین : تهیونگ یوجونگ رو بو.سید
After 2 min
یـوجـونـگ : واسه چی این کارو کردی؟
تـهـیـونـگ : این کارو کردم تا بهت بفهمونم که دوستت دارم . اره یوجونگ . عاشقتم . تو چی؟
یـوجـونـگ : ( بوسه ای روی گلوش زد ) منم عاشقتم
ادمین : همو بوسیدن ( خب خب . دوستان سینگل . حالتون چطوره ؟ )
--------- روز بـعـد -------
ویـو یـوجـونـگ : امروز با تهیونگ کلاس داشتم . قرار بود امروز به بچه ها بگیم . اوه . خیلی استرس دارم . حتی به سه نا هم نگفتم .
تـهـیـونـگ : سلام بچه ها . خوبین . عامم راستی منو یوجونگ میخواستیم یه چیزی رو بهتون بگیم
ادمین : یوجونگ رفت کنار تهیونگ
هردوشون باهم : ما باهم توی رابطه ایمم
.
یـوجـونـگ : البته . موقعی که اون خبر پخش شد باهم نبودیم . تاژه دیشب باهم وارد رابطه شدیم .
بـچـه هـای کـلـاس : عام . راستش یوجونگ ببخشید ما خیلی زود قضاوتتون کردیم . حالا که خودتون گفتید ما متوجه شدیم . امیدواریم که همیشه باهم بمونید
------ بعد کلاس ------
تـهـیـونـگ : یوجونگ برسونمت ؟
یـوجـونـگ : نه عشقم . میخوام با سه نا برم . میخوام موضوع خودمون رو بهش بگم
------- توی ماشین -------
یـوجـونـگ : عاممم . سه نا . یه چیز بگم دعوام نمیکنی؟
سـه نـا : دوباره چه گوهی خوردی؟
یـوجـونـگ : یادته اون شب وقتی که تهیونگ رو دیدم از پارتی رفتم بیرون ؟ بعدش تهیونگ اومد دنبالم . بعدشم بوسم کرد و باهم وارد رابطه شدیم . ببخشید دیشب بهت نگفتمممم
سـه نـا : عررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر. راستش دیشب یه اتفاقی افتاد . ......
- ۹.۶k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط