سناریو
سناریو
موقعیت : دانشجو هستیم و اون ها استادمون هستن و اونا عاشق ما میشن وقتی یه نامه عاشقانه بهشون میدیم هر دوی ما به عنوان دانش اموز وقتی که یه نقاشی خیلی خوشگل کشیدیم.
جونگوون:نگو که اینو خودت کشیدیی
ات:آره خب
جونگوون:بابا بارریکللا
سونگهون:وووااههه
ات:چیه ، استاد زشتهه
سونگهون:نه نه نه نه،عالیهه
جیک:اههههه،خیلی خوشگله ، عین خودت خوشگله
ات:مرسی استاد
نیکی:اوووو
ات:چیزی شده استاد
نیکی یه نگا بت میندازه و میگه
نیکی:خیلی خوشگلی
ات:من؟اینقدر برای نقاشیم زحمت کشیدممم
نیکی:اونم خوشگله
ات:مرسی
هیسونگ:نگو که اینو با دستات کشیدی
ات:استاد خوبین؟
هیسونگ:آره چرا؟
ات:پس با کجام میتونم اینو کشیده باشم
هیسونگ:گفتم شاید مث زیبایی خودت خدا دادی باشه(ماشالا قدرت لاس)
جی:اجازه بده این نقاشیو به عنوان نامزد مسابقه بردارم
ات:چششششم،فقط بزار تموم شه بعد
جی:اوکی
سونو:این حتی از چشماتم قشنگ تره
ات:عام عا چیز .. ممنون
سونو: خواهش میکنم
چطور بود سیسیا ؟
لایک و کامنت فراموش نشه 💫
موقعیت : دانشجو هستیم و اون ها استادمون هستن و اونا عاشق ما میشن وقتی یه نامه عاشقانه بهشون میدیم هر دوی ما به عنوان دانش اموز وقتی که یه نقاشی خیلی خوشگل کشیدیم.
جونگوون:نگو که اینو خودت کشیدیی
ات:آره خب
جونگوون:بابا بارریکللا
سونگهون:وووااههه
ات:چیه ، استاد زشتهه
سونگهون:نه نه نه نه،عالیهه
جیک:اههههه،خیلی خوشگله ، عین خودت خوشگله
ات:مرسی استاد
نیکی:اوووو
ات:چیزی شده استاد
نیکی یه نگا بت میندازه و میگه
نیکی:خیلی خوشگلی
ات:من؟اینقدر برای نقاشیم زحمت کشیدممم
نیکی:اونم خوشگله
ات:مرسی
هیسونگ:نگو که اینو با دستات کشیدی
ات:استاد خوبین؟
هیسونگ:آره چرا؟
ات:پس با کجام میتونم اینو کشیده باشم
هیسونگ:گفتم شاید مث زیبایی خودت خدا دادی باشه(ماشالا قدرت لاس)
جی:اجازه بده این نقاشیو به عنوان نامزد مسابقه بردارم
ات:چششششم،فقط بزار تموم شه بعد
جی:اوکی
سونو:این حتی از چشماتم قشنگ تره
ات:عام عا چیز .. ممنون
سونو: خواهش میکنم
چطور بود سیسیا ؟
لایک و کامنت فراموش نشه 💫
- ۲۶۳
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط