نگرانم نباش

نگرانم نباش
مشت مشت قرص هایم را سر ساعت میخورم
زخم هایم را میپوشم
و آرزوهایم را قدم میزنم هنوز
من
خود زمستانم
نزدیکیم کافه ایست
دنج
مثل سکوت، ساکت
با یک میز
یک صندلی خالی
و یک فنجان بغض دردهایم را قاب میکنم
تا شعرم بیاید
برای کاغذهای بی واژه دفترم
وقتی تو نیستی
اندوه بازترین آغوش زمستانی ست
مرا با خاطرات به جا مانده از تو
تا خرخره می بلعد
اما تو نگرانم نباش
من خوبم
فقط احساس میکنم
کمی مرده ام
همین
نگرانم نباش
من قرص هایم را سر ساعت میخورم
دیدگاه ها (۵)

شروع ✨ که نانسی دستشو گرفت + سا.. سانزو منو دور ننداز خواهش ...

نگرانم نباش... مشت مشت قرص هایم را سر ساعت می خورم... زخم ها...

• .نگرانم نباشمشت مشت قرص هایم را سر ساعت می خورمزخم هایم را...

نگران من نباش... مشت مشت قرص هایم را سر ساعت میخورم زخم هایم...

نگران من نباش... مشت مشت قرص هایم را سر ساعت میخورم زخم هایم...

نگرانِ من نباش !مُشت مُشت قرص هایم را سرِ ساعت میخورم !زخم ه...

نگران من نباش…مشت مشت قرص هایم را سر ساعت میخورمزخم هایم را ...

سر میکشم چای تلخ را !ریه هایم رادود سیگار می بلعد !غصه میخور...

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ✦ ‌‌ [ 𝖠𝗋i𝗆𝖾‌ ] ✦ ...

صحنه پارت سیزدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط