این بار که امدی و در اغوشم کشیدی,,دستهای مهربانت را روی ق

این بار که امدی و در اغوشم کشیدی,,دستهای مهربانت را روی قلبم بگزار تا ببینی برایت میلرزد..گوش کن ببین ترا صدا میزند..با هر طپش قلبم,,تمام ترا در بدنم پخش میکند..
مهربانم فدای قلبت..
دیدگاه ها (۲)

پﺎﺳﯽ ﺍﺯ ﺷﺐ ﺭﻓﺖ ﻭﻗﺘﺶ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺗﺎﺑﺖ ﮐﻨﻢﺁﻣﺪﻡ ﺑﺎ ﺷﻌﺮ ﻫﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺪ...

فرشته مهربانم..پاک ترین ستاره...با تمام وجودم برایت دعا کردم...

ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﯾﻌﻨﯽ ﻧﻪ ﺳﺮﺳﺮﯼ، ﺳﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﮕﺎﻩ ...

میخواهمت..دل است دیگر,,,بهانه میگیرد..بهانه ترا گرفته شدید,,...

دستگیره در قرمزه ! صدای ناله ! دوباره ! از سمت مبل ! تمام بد...

بدووو کپشننن[سیزده سال قبل]آسمان شب با ابر های تار پوشیده بو...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط