پدر یک گاو خرید

پدر یک گاو خرید
و من بزرگ شدم
اما هیچکس حقیقت من را نشناخت !
جز معلم عزیز ریاضی ام !
که همیشه می گفت:
گوساله، بتمرگ !
#اکبر_اکسیر #معلمان_جان
دیدگاه ها (۱)

۱۶ سالم بود که از "مرضیه" خوشم اومد؛چند خونه اونورتر از ما ز...

وقتی یک زن حالش خوب نیست گریه می کند، خرید می کند،آرایش می ک...

یک وقتهایی ،بعضی شباهت ها ،آدم را نصف جان میکنند...مثلا صدای...

از خواب خسته امبه چیزی بیشتر از خواب نیاز دارمچیزی شبیه بیهو...

اسم رمان:Rifugio di sangue dei Borgia!ترجمه : مسکن خون بورجی...

اشک فرزندانرهبر جانفدا در فراق پدرفرزندان عزیز آقاجان... 😭💔د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط