فیک عشق بازی با عشق
فیک عشق بازی با عشق
پارت ۱
تهیونگ: با الارم گوشیم بلند شدم ععع بازم این مدرسه با اون قلدراش لباش فرممو پوشیدم ( اسلاید اول) کیفمو برداشتم رفتم پایین
ته: سلام مامان سلام بابا
پ.ت: سلام پسرم کی میشه تو ازدواج کنی و برام کلی نوه بیاری باخنده
م.ت: ععع پسرمو اذیت نکن شاید نخواد ازدواج کنه سر تهیونگ رو ناز میکنه
ته: فعلا بزارید ببینم میتونم دیپلممو بگیرم وایییی دیرم شد با دهن پور
ته: خدافظ
م.ت پ.ت: خدافظ
جونکوک: با صدای اجوما بلند شدم امروز قرار بود معلم یه کلاس پسرونه بشم همه ی معلما میگن این کلاس خیلی بده انگار قرار با سر درد برگردم خونه صبحانه خوردم رفتم به مدرسه( لباس کوک اسلاید دو)
ته: اروم رفتم کنار دوسته بچگیام نشستم جیمین
ته: هیی جیمین....واییییی چیشدهههه
جیمین: اون یونگیه لعنتی با رفیقاش منو دوباره زدن مهم نیست ولش کن فهمیدی قراره یه معلم جدید برا کلاسمون بیاد معلم قبلیمون از دست اینا ( یونگی و بچه های اکیپش) فرار کرد
ته: وای امسال فقط ۵معلم عوض کردیم کاش اون یکی دیگه نرههه
جیمین: اهوم حق با توهه
ته: میگم...با صدای زدن کتاب روی میز معلم حرفم قط شد اوو معلم جدید اینه فکر میکردم پیر باشه
جیمین: اهوم منم
کوک: سلام من معلم جدید شما دانش آموزان کلاس. ۸-۱. هستم امید وارم تا اخر سال مجبورم نکنید بهتون صفر بدم و اخراجتون کنم من مثل معلمای قبلیتون نیستم پس خوب حواستون باشه بریم برای حضور و غیاب
کوک: مین یونگی
یونگی : سلام چه معلم خوشکلی
کوک: لی سوهی
سوهی: حاضر
کوک: پارک یون هان
یون هان: حاضر
کوک: کیم جونهی
جونهی: حاضر
کوک: پارک جیمین
جیمین: حاضر
کوک: تو چرا صورتت اینجوریه
یونگی: من کردم مشکله میزنه زیر خنده
کوک: یه کچ پرت کردم سمتش که رو گونش خراش افتاد
کوک: هر دوتاتون بشینید عصبانی
کوک: جانگ یوری
یوری: حاضر
کوک: کیم تهیونگ
ته: حاضر
کوک:اسم ۷ نفر دیگه رو میگه و شروع میکنه به درس دادن
دی دی دی دی دی دی دی مثلا زنگ تفریح
یونگی: هی تهیونگ
ته: ب..بله
یونگی: بیا اینجا بشینم
ته: ن..نه مم.ممنون
یونگی: واا چرا میترسی بیا دیگه امروز به خاطر دوست جونت صورت خوشکلم خراب شددد
جیمین: بخاطر من خراب شده به تهیونگ چه
یونگی: بلبل زبونی میکنی بدم زبونتو ببورننن سوهو یوری بیاریدشون پشت مدرسه
تهیونگ : امدین ببرنمون با خودم گفتم اگه معلم میتونه پس چرا من نتونم کتابمو برداشت پرت کردم سمتش گفت
سوهو: چه غلطی کردییییی
دی دی دی دی دی دی دی دی دی
سوهو: بزار بعدن دارم برات
کوک: خوب امروز مدیر گفته که...خمارییییی
لایکای زیاد پارتای زید ممنون میشم از حمایتتون❤️
پارت ۱
تهیونگ: با الارم گوشیم بلند شدم ععع بازم این مدرسه با اون قلدراش لباش فرممو پوشیدم ( اسلاید اول) کیفمو برداشتم رفتم پایین
ته: سلام مامان سلام بابا
پ.ت: سلام پسرم کی میشه تو ازدواج کنی و برام کلی نوه بیاری باخنده
م.ت: ععع پسرمو اذیت نکن شاید نخواد ازدواج کنه سر تهیونگ رو ناز میکنه
ته: فعلا بزارید ببینم میتونم دیپلممو بگیرم وایییی دیرم شد با دهن پور
ته: خدافظ
م.ت پ.ت: خدافظ
جونکوک: با صدای اجوما بلند شدم امروز قرار بود معلم یه کلاس پسرونه بشم همه ی معلما میگن این کلاس خیلی بده انگار قرار با سر درد برگردم خونه صبحانه خوردم رفتم به مدرسه( لباس کوک اسلاید دو)
ته: اروم رفتم کنار دوسته بچگیام نشستم جیمین
ته: هیی جیمین....واییییی چیشدهههه
جیمین: اون یونگیه لعنتی با رفیقاش منو دوباره زدن مهم نیست ولش کن فهمیدی قراره یه معلم جدید برا کلاسمون بیاد معلم قبلیمون از دست اینا ( یونگی و بچه های اکیپش) فرار کرد
ته: وای امسال فقط ۵معلم عوض کردیم کاش اون یکی دیگه نرههه
جیمین: اهوم حق با توهه
ته: میگم...با صدای زدن کتاب روی میز معلم حرفم قط شد اوو معلم جدید اینه فکر میکردم پیر باشه
جیمین: اهوم منم
کوک: سلام من معلم جدید شما دانش آموزان کلاس. ۸-۱. هستم امید وارم تا اخر سال مجبورم نکنید بهتون صفر بدم و اخراجتون کنم من مثل معلمای قبلیتون نیستم پس خوب حواستون باشه بریم برای حضور و غیاب
کوک: مین یونگی
یونگی : سلام چه معلم خوشکلی
کوک: لی سوهی
سوهی: حاضر
کوک: پارک یون هان
یون هان: حاضر
کوک: کیم جونهی
جونهی: حاضر
کوک: پارک جیمین
جیمین: حاضر
کوک: تو چرا صورتت اینجوریه
یونگی: من کردم مشکله میزنه زیر خنده
کوک: یه کچ پرت کردم سمتش که رو گونش خراش افتاد
کوک: هر دوتاتون بشینید عصبانی
کوک: جانگ یوری
یوری: حاضر
کوک: کیم تهیونگ
ته: حاضر
کوک:اسم ۷ نفر دیگه رو میگه و شروع میکنه به درس دادن
دی دی دی دی دی دی دی مثلا زنگ تفریح
یونگی: هی تهیونگ
ته: ب..بله
یونگی: بیا اینجا بشینم
ته: ن..نه مم.ممنون
یونگی: واا چرا میترسی بیا دیگه امروز به خاطر دوست جونت صورت خوشکلم خراب شددد
جیمین: بخاطر من خراب شده به تهیونگ چه
یونگی: بلبل زبونی میکنی بدم زبونتو ببورننن سوهو یوری بیاریدشون پشت مدرسه
تهیونگ : امدین ببرنمون با خودم گفتم اگه معلم میتونه پس چرا من نتونم کتابمو برداشت پرت کردم سمتش گفت
سوهو: چه غلطی کردییییی
دی دی دی دی دی دی دی دی دی
سوهو: بزار بعدن دارم برات
کوک: خوب امروز مدیر گفته که...خمارییییی
لایکای زیاد پارتای زید ممنون میشم از حمایتتون❤️
- ۲۳.۸k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط