دقیقا همونجا که اشکاتو پاک میکنی و نگاهتو از گذشته برمی

دقیقا همونجا که اشکاتو‌ پاک می‌کنی و نگاهتو از گذشته برمی‌داری و به آینده نگاه می‌کنی و براش نقشه‌های قشنگی می‌کشی؛ اونجا ، دقیقا همونجا خود ِزندگیه.
دیدگاه ها (۱)

اونجایی که اِبی میخونه:برگ ریزونای پاییزکی چشم به رات نشستها...

تا کجا راه بروم تا تمام شوم؟مثل یک جاده...عباس معروفی

من نمیتونستم بی خیالت بشم، برای همین یه روز تصمیم گرفتم، بوس...

از خواب خواهیم پریدو خواهیم فهمیدتمامِ این زندگییک کابوس بود...

پشتِ این پنجره دلتنگ تماشای توامکاش سنگی بزنی شیشه‌ی تنهای م...

چندپارتی☆درخواستی>>>p.4فردا صبح شد بود قرار بود ساعت ۱۲ بری ...

آن شب && ۲از میان هق هق هایش گفت: ازت...متنفرم...ازت متنفرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط