از وقتی رفته ای

از وقتی رفته ای
انگار حواس مرا هم با خودت برده ای
دائم خودم را جا می گذارم!
گاهی لای کتاب ،
آن هم درست همان صفحه ای که پر است
از گل های پر پر شده ای
که برایم هدیه می آوردی!
گاهی جا می مانم در پیراهن عابرانی
که عادت دارند با عطر تو
احساس مرا به بازی بگیرند...
گاهی هم ساعت ها در خیابان ها
به دنبال خودم می گردم
و آخر خودم را با آستین های خیس ،
گوشه اتاق پیدا میکنم...
اما اینبار یک تصمیم اساسی گرفته ام
قرار است از همین فردا
خودم را ببندم
به لحظه آخری که میرفتی تا دیگر
هیچ وقت
هیچ جا،
جا نمانم!
دیدگاه ها (۱)

http://dl.dsong.ir/artist/Milad-Kiani/Single/Milad%20Kiani%2...

نبودنت راپشت کدام پنجره جا گذاشتیکه پاییزهمه چیز را بر باد د...

درخـت عـاشـــق بــود یـا پاییــز ؟کســی نمـی دانســت . . .ول...

از من دیگر حتی تو هم نمانده ای!شبیهِ کاغذ بعد سوختن که خاکست...

اما می‌دانی..من ماندن را دوست دارم، اینکه کسی باشد تا بماند....

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

-چرا می‌نویسم ؟شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط