جیاولیخیلی خوشحالم که شما رو دارم و پیشم هساچووو

جیا:ولی...خیلی خوشحالم که شما رو دارم و پیشم هس...اچووو( مثلا عطسه کرد)
جیمین:کیوت(پیشونیش رو میبوسه)
جیا:اچوو ....ا...اچووو اچووو
جیمین:چیشد
جیا:نمی...اچووو (و سرفه)
جیمین:وایسا ببینم...(دستشو میزاره رو پیشونیش)ای بابا دوباره تب کردی... وایستا وایسا ...دراز بکش
(یهو اعضا میان بیرون)
نامجون و یونگی:چیشد؟!
جیا:هیچی نشده فقط بابام الکی شلوغش کرده(بیحال)
جیمین:جیا تب کردی دوباره میگی شلوغش کردم وایستا الان میام
جونگ کوک:جیمین شی وایسا کمک کنم
(جیمین میره دستمال رو خیس میکنه جونگ کوک دارو های جیا رو آماده میکنه و با جیمین میرن بیرون میبینن جیا خوابش برده)
جونگ کوک:آخی...چقدر ناز خوابیده
جیمین:اخی پرنسسم(دستمال رو آروم میزاره رو پیشونیش که جیا یکم تو خودش جمع میشه) جیا...بابایی پاشو عزیزم بهت دارو هاتو بدم
جیا:اومممم...یه پنج دیقه دیگه بیدار میشم
جونگ کوک:نمیشه عزیزم الان حالت بدتر میشه پاشو دارو هاتو بخور بعدش بخواب
جیا(همونطوری که چشماش بسته اس با کمک جیمین میشینه و جیمین آروم دستمال رو از رو پیشونیش بر میداره میبینه تبش پایین تر اومده جونگ کوک دارو هاشو بهش میده)
کوکی: حالا بخواب عزیزم
(جیا دوباره دراز می‌کشه و خوابش میبره)

پرش به فردا صبح





ادامه دارد....
شرط: ۱۰۰ تا لایک... شوخی کردم ۳۵ تا لایک کافیه
دیدگاه ها (۱۰)

جیا:ب...بابا(تعجب)جیمین:دخترم...بیدار شدیجیا:بابا تو...تو ال...

بچه ها چون حمایت ها واقعا خیلی کمه تصمیم گرفتم شرط بزارم برا...

جیا:یکم احساساتی میشه و تو بغل جیمین یکم گریه میکنهجیمین :عز...

ویو نویسنده:وقتی به خونه جیمین رسیدن همه باهم وارد شدن جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط