آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁷⁹
ویو ات
به جیهوپ نگاه کردم که داشت میخندید
جیهوپ:رفیقای فصولی داریم
ات:آره(خنده)
از اتاق بیرون رفتیم
جیهوپ:یه چیز بخوریم؟
ات:آره بخوریم،کیمچی بخوریم؟
جیهوپ:آره،رامن هم بخوریم
یه لحظه چشام درشت شد
جیهوپ:نه نه منظورم اون نیست(خنده)
خنده ای کردم
ات:باشه بخوریم(خنده)
جیهوپ:تو منتظر بمون من زود میام
ات:باشه
رفتم و روی صندلی نشستم که یه نفر محکم اومد پشتم رو زد،قیافم جمع شد
ات:اخ روانی
سرمو چرخوندم که آنا و آلیسا رو دیدم،هردوتاشون لبخند مرموزی داشتن
ات:چتونه
آنا:دیگه تو کمپانی هم قشنگ خوش میگذرونینا
آلیسا:دیگه حیا رو خوردی یه آبم روش
انگشتمو سمتشون گرفتم
ات:هردوتاتون خفه شید!
خنده ای کردن و اومدن نشستن
آلیسا:چرا اینجایی؟
تکونی به سرم دادم
ات:شوهرم رفته برام غذا بگیره
آنا:شاید عجیب باسه اما شوهرای ماهم برامون دارن غذا میگیرن
ادامه دارد...
پارت⁷⁹
ویو ات
به جیهوپ نگاه کردم که داشت میخندید
جیهوپ:رفیقای فصولی داریم
ات:آره(خنده)
از اتاق بیرون رفتیم
جیهوپ:یه چیز بخوریم؟
ات:آره بخوریم،کیمچی بخوریم؟
جیهوپ:آره،رامن هم بخوریم
یه لحظه چشام درشت شد
جیهوپ:نه نه منظورم اون نیست(خنده)
خنده ای کردم
ات:باشه بخوریم(خنده)
جیهوپ:تو منتظر بمون من زود میام
ات:باشه
رفتم و روی صندلی نشستم که یه نفر محکم اومد پشتم رو زد،قیافم جمع شد
ات:اخ روانی
سرمو چرخوندم که آنا و آلیسا رو دیدم،هردوتاشون لبخند مرموزی داشتن
ات:چتونه
آنا:دیگه تو کمپانی هم قشنگ خوش میگذرونینا
آلیسا:دیگه حیا رو خوردی یه آبم روش
انگشتمو سمتشون گرفتم
ات:هردوتاتون خفه شید!
خنده ای کردن و اومدن نشستن
آلیسا:چرا اینجایی؟
تکونی به سرم دادم
ات:شوهرم رفته برام غذا بگیره
آنا:شاید عجیب باسه اما شوهرای ماهم برامون دارن غذا میگیرن
ادامه دارد...
- ۱۵۵
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط