تو لب گشودی و من محو یک سلام شدم

تو لب گشودی و من محو یک سلام شدم
و بی مقدمه درگیر این درام شدم

ورق زدی و تمام دلم به حرف افتاد
ورق زدی و به حرف تو زود خام شدم

چه سطرهای عزیزی که رد شدی از من
چه فصلهای قشنگی که نردبام شدم

دو فصل خواندی و ول کردی انتهایم را
دو فصل رفتی و پنداشتی تمام شدم

ورق ورق شدم و در غروب بُر خوردم
و در مسیر عبور تو قتل عام شدم

غرور ساکت من در مرور ساده تو:
مرا درست نخواندی و من حرام شدم
دیدگاه ها (۱۵)

تو لب گشودی و من محو یک سلام شدمو بی مقدمه درگیر این درام شد...

تو لب گشودی و من محو یک سلام شدمو بی مقدمه درگیر این درام شد...

تو لب گشودی و من محو یک سلام شدمو بی مقدمه درگیر این درام شد...

پارت¹⁶

آن کس که به دست جام دارد سلطانی جم مدام دارد ...حافظ

فرشاد امیری زندگی کردم حتی ب غلط

زیباترین...

دختر زیبا..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط