💭

💭
دستم به تو نمی‌رسد، اما خیالم
انگشت بر زلفِ تو می‌زند هر بار

#یگانه_بیات
دیدگاه ها (۰)

چشمانت حادثه ی بی تکراری ست که برایم زیباترینغزلِ تاریخ را م...

غزل صبح که از چشم تو مضمون نوشیدشاعر و دفتر و خودکار و جهان ...

خواستم دست به مویش ببرم خواب شودعطر گیسوش چنان بود که بی هوش...

چقدر حس نشستن کنار تو خوب استخدا برای دل من، تو را نگه دارد!...

هنگام بشکن زدن  انگشت شست صدا نمی کند.صدایی که می شنوید در و...

نمی پرسی نام مه نمی شوی یار مهنرگس صفت دار تونمی‌دهی جان مهخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط