حتما که نباید شعر بلد باشی

حتما که نباید شعر بلد باشی

تنها، بودن‌ت کافی ست،  

همین که می خندی،  

نگاهم می کنی، 

و یا صدای‌ت را  

در آغوشم جا می گذاری، 

همین بوی آرام نفس هات 

که دورم می پیچد.  

بوسیدن چشمات،  

یا خیره شدن به راه رفتنت،  

همه اینها یعنی شعر  

تنها بودنت کافیست...
دیدگاه ها (۶)

هر جای این سرزمینی باش ! فقط هر روز خنده هایت را برایم پست ...

لحـظـــهـ هـــآیَـم مـــآل تــو ..  بـهـ ـ قیـمـتـــِ صـِـف...

خبر دارم ... که در فردای فرداها بهاربهترینی هست ... دری را م...

ﺳﺎﻝ ﻋﺮﻭﺳﺘﻮﻥ ﻣﺒﺎﺭﮎ ! ‏«ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟــــــــــــﯾﻦ ﺑﺎﺭ ‏» ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻘ...

love in the dark⑤① بوی تند الکل و مواد ضدعفونی‌کننده اولین چ...

«نگاه ممنوعه»**Part 9 — The Truth Hidden in His Eyes** برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط