توی آسانسور بودم یه دختری هم سوار شد

توی آسانسور بودم یه دختری هم سوار شد
اول ساکت بود بعد گفت : چطوری ؟
گفتم : الحمدلله
یه نگاهی به من کرد ، هندزفری شو جابجا کرد !
معلوم شد داره با تلفن حرف می زنه!
هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم :
الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله
دیدگاه ها (۱)

اوااااا هری و رابرت

این عکسه دوست میدارم موهاش عین منه

کی لایک میخواد ??

اینم برای نشاط جون این عکس اینستاگرام گذاشته

Part: 23The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط