امشب ای جان باز بیمار تو ام
امشب ای جان باز بیمار تو ام
عاشقم ، دیوانه ام ، زار تو ام
همگان خوابند و من در انتظار
روزوشب بی خواب وبیدارتوام
نیستم شبگرد و مستی بی قرار
بی خبر از خویش وهوشیار توام
با خیالت جمع و، فردم از همه
باز در افسون ، پندار تو ام
می شکوفد اشک همچون غنچه ای
آتشم ، اشکم ، که گلنار تو ام
بوسه خورشید واشک لاله ام
نور و نار و آب گلزار تو ام
آه می دانم که بی من سر خوشی
کاش دانستی که بیمار تو ام
عاشقم ، دیوانه ام ، زار تو ام
همگان خوابند و من در انتظار
روزوشب بی خواب وبیدارتوام
نیستم شبگرد و مستی بی قرار
بی خبر از خویش وهوشیار توام
با خیالت جمع و، فردم از همه
باز در افسون ، پندار تو ام
می شکوفد اشک همچون غنچه ای
آتشم ، اشکم ، که گلنار تو ام
بوسه خورشید واشک لاله ام
نور و نار و آب گلزار تو ام
آه می دانم که بی من سر خوشی
کاش دانستی که بیمار تو ام
- ۴۷۷
- ۰۴ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط