ویو ات

ویو ات
ات: واییی
کوک: ها چته
دلمممممم درد میکنه وایی خدااا کمرمممم
ات: احساس میکنمم داره کمرم قط میشه
کوک: یعنی چی
ات : من من باید برم داخل زود میامم
بدو بدو با بد بختی رفتم داخل داخل اتاقمم و بد دسشویی
حدسم درس بود عادت شده بودممم
الام پد از کجا پیداا کنم
ات: ایی دلم خدااا
کوک: ات کوشییی
زود درو بستمو پشتش وایسادم اشکک کل چشمو پر کرده بوددد
کوک: ات چت شده
ات : هیچی هیچی الان میام تو برو پایین
کوک: وا یعنی چی بگو خوو
ات: ن .ن خودم الان میام فقط بروو ..ایییی
کوک: ات چیشدهه (جدی
ات: د برو الان میاام( داد و گریه
کوک: نمیای ن
ات: برو دیگه( مظلوم
کوک: اوکی
ویو کوک
صدای پا دراوردم که فک کنه رفتم از جلو در پاشه
ویو ات
وقتی صدا رقتنشو شنیدم
از جلو در پاشدم تا خداقل ی پد پیدا کنم
خداا دلممم(گریه ، گریه که ن فقط چشاش اشکیه😐)
دیدگاه ها (۱)

ات ویو داشتم میرفتم سمت کمد که یکی درو باز کرد سری برگشتم کو...

ویو ات وایی راحت شدم ولی خب انگار باید از جلو چشاش گم شمم رو...

ویو ات ات: خب.. کوک: چیات: من.. بد اون..جریان.خوکوک: هیچ علا...

ویو ات کوک: اییی جونننمم بیشتر از این کاراکن ات:......دیگه ا...

شب تولدمپارت 8ات: برام مهمه که گریه نکنی (عربده) جونگ کوک: ا...

شب تولدم پارت 16ات: باشه ویو جونگ کوک: با ات رفتیم سرم گرفتی...

شب تولدم پارت 9ویو ات: روی تخت نشسته بودم گریه میکردم که جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط