part

[♡part²²♡]
بعد رفتنشون تصمیم گرفتم یه چرتی بزنم،الینا برگشته بود که دمای بدنم رو چک کنه،خودمو زدم به خواب و تا اومد روی تخت نشست بغلش کردم و کشیدمش سمت خودم و از پشت بغلش کردم
دیدگاه ها (۶)

[☆part⁴³☆]با صدای ازار دهنده ی الیس که داشت درمورد پشه غرغر ...

[♡part²³♡]بعد چند دقیقه تقلا بلاخره تو بغلن اروم گرفت و خواب...

[☆part⁴²☆]بردمش داخل و نشوندمش روی تخت+خوشم نمیاد مردای دیگه...

[☆part²¹☆]ویوی نیکولاسصبح با بدن درد بیدار شدم،گلوم تیر میکش...

رمان:نفس در آغوش يك مافياpart۲۰# #🖋️پيش نويس: من عاشق رييسم ...

[♡part¹⁶♡]ویوی نیکولاس.صبح با سردرد و تخت خالی رو به رو شدم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط