یادش بخیر چه حس قشنگی بود وقتی که برای اولین بار نیمه های
یادش بخیر چه حس قشنگی بود وقتی که برای اولین بار نیمه های شب با عروسکمو یه عالمه گل به زیارت حرم حضرت رقیه (س)رفتم ...
که فقط من بودمو یه حرم خالی و دیگه هیچکس نبود....
در عرض چند دقیقه حرم شلوغ شد و همه با اسباب بازیهای قشنگشون وارد حرم میشدن و هدیه میدادن به خانوم....
یادش بخیر خواندن نماز صبح داخل حرم باصفاش....
یادش بخیر ایستادن تو صف طولانی خرید اسباب بازیهای متبرک شده حرم،که ازبین اون همه این عروسکای زیبا هم نصیب من شد....
یادش بخیر حس قشنگ دیدن این همه صحنه های زیبا...
رقیه جون مهربونم درشب شهادتت ازت میخوام که یکبار دیگه دیدن حرم قشنگتو قسمتم کنی.....
که فقط من بودمو یه حرم خالی و دیگه هیچکس نبود....
در عرض چند دقیقه حرم شلوغ شد و همه با اسباب بازیهای قشنگشون وارد حرم میشدن و هدیه میدادن به خانوم....
یادش بخیر خواندن نماز صبح داخل حرم باصفاش....
یادش بخیر ایستادن تو صف طولانی خرید اسباب بازیهای متبرک شده حرم،که ازبین اون همه این عروسکای زیبا هم نصیب من شد....
یادش بخیر حس قشنگ دیدن این همه صحنه های زیبا...
رقیه جون مهربونم درشب شهادتت ازت میخوام که یکبار دیگه دیدن حرم قشنگتو قسمتم کنی.....
- ۸۵۱
- ۲۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط