پیاده روهای بدون عابر

پیاده روهای بدون عابر
نصف شب ، من و تنهایی
قدم میزنم در شب پاییزی سرد
نمی دانم به کجا می روم
گم کرده ام خودم را در این
خیابان های آشنا...
دیدگاه ها (۱)

هزاران حرف ناگفته در خود دارندبغض های فرو خوردهرازهای مگفته....

من اگرگاهی عاشـقانه مینویسم، نه عاشــــــــــــقم!نه شکـــــ...

أخاف تعوفنی گمت ابچی من فرگاک وین الکه بمحبتک وانتـه محـبوبی...

اشلون اجیک وانت تدریسـچــت الـعـمـیـان حـایــط...

نمی دانم بهار است و برف می بازدیا هنوز زمستان است و نامش بها...

گفت : خسته نمیشی هر شب ، هر شب میری خیابونگفتم : سید مجید مو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط