دل بردی از من به یغما

دل بردی از من به یغما
اِی ترک غارتگر من
دیدی چه آوردی ای دوست
از دست دل بر سر من!

h
دیدگاه ها (۱)

لـب تو آتـش نمـرود شـده ، رحمـی کـنابد النـار تـویی، ور نـ...

‏یک سـوره بخـوان‏مهـریه ام کن غزلـت را‏من طاقت یعقـوب نـدارم...

گفتَـم اِقـرٖار به عِشـق تو نمی کردم کـاش گفت اقـرار چو کَـر...

صبح شد باز دلــم میل پریدن داردوتماشای توهر صبح چه دیدن دارد...

ع ش ق

سر میدم اواز قو …تموم شده داستانمون…:)رفت تو قصه ها جاودانه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط