از صورتت نقاشے ڪشیدہ ام

از صورتت نقاشے ڪشیدہ ام
همانطور ڪہ
دلم مے خواست باشے
حالا چشمهایت
فقط مرا مے بیند
و لبخند همیشگی‌ات
لحظہ هاے نبودنت را 
مے پوشاند
فقط ماندہ ام 
هوس بوسیدنت را چہ ڪنم؟
دیدگاه ها (۵)

از وقتیـتورو دارمفهمیدم خداخیلیـ مهربونهـکهـ توروبهمـ دادهـ

لامصب دلم برات تنگ شدهπ_π

خودم 5 ×________×

|شـــــایَد چَنـد لحظہ یِ دیگَر بیایے شـــــایَد چَنـد ســاع...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

مردی در ساحل...[پارت پنجم]روز بعد...از صبح، آسمان ابری بود.ن...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط