ضربان قدمت فرم روایی دارد

ضربان قدمت فرم روایی دارد
حرکات بدنت رقص سمایی دارد

شب و روزم شده با حرف تو درگیر شدن
لب تو می کشد و باز فدایی دارد

قسمت میدهم اینطور نگاهم نکنی
بی شرف چشم تو افکار کذایی دارد

به خودت می رسی از دور به من می خندی
به خدا خنده ی مستانه سزایی دارد

دو قدم مانده به اغوش مردد شده ام
بغلت سابقه ی حکم قضایی دارد

می روی خانه و از پنجره ها پیدایی
خانه بی پنجره اصلا چه نمایی دارد؟

پنجره بسته شود شهر دلش می گیرد
کوچه از پنجره رویای رهایی دارد

اسمان خسته از این ابری بی باران است
حوصله حسرت یک عقده گشایی دارد
...
سرحالم که تو از حال دلم باخبری
قلمم در غزل احساس خدایی دارد

حسین آهنی
دیدگاه ها (۵)

ﺷﻨﺒﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺪﯼ ﺑﻮﺩ، ﺭﻭﺯ ﺑﯽﺣﻮﺻﻠﻪﮔﯽ،ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺑﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺷﺪ ﻏﺰﻟﯽ ﺗﺎﺯﻩ ﺑ...

رسیدن، آداب دارد...!وقتی رسیدی باید بمانی،باید بسازی،باید مد...

ﺍﻓﺴﻮﺱ ! ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﺭ ﺳﻔﺮ ﺑﺴﺘﯽﮐﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺧﺒﺮ ﮔﯿﺮﻡ؟ﮔﻔﺘﯽ ﺑﻪ...

ﺷﮑﺴﺖ ﻋﻬﺪ ﻣﻦ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﮔﺬﺷﺖ !ﺑﮕﺮﯾﻪ ﮔﻔﺘﻤﺶ ﺁﺭﯼ : ﻭﻟﯽ ﭼﻪ ﺯﻭ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط