بخشیدمت!

بخشیدمت!

همان روزی که تنهایم گذاشتی

روزی که فهمیدم دیگر خسته ای

لحظه ای که گفتی

میخواهی بروی،بخشیدمت

امادلم را هرگز نمیبخشم

که اینگونه به کسی وابسته شد

که هیچگاه دوستش نداشت...
دیدگاه ها (۵)

باز در خانه قلبم سخن از روی تو بود تن به هر یک نفسش مست از ...

فدای چشم قشنگت تمام بود و نبودمﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﮐﻪ ﺳﺮﻭﺩﻡ ﺑﻔﮑﺮ ﭼﺸﻢ ...

چشم مستت چه کند با من بیمار امشب این دل تنگ من و این دل تب د...

باز هم هیچ دلی مثل دلم تنها نیستخسته تراز دل من بازدر این دن...

ریاکشن

وقتی سرما خورده بود و...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط