من از عهد آدم تو را دوست دارم

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم
دیدگاه ها (۳)

تو می رویبرای رفتن تو راه می شوم !تو پلک می زنیو منبرای چشم ...

من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم بیمه ی عمر دلم روز مب...

ای قرار بیقراریهای منحاصل چشم انتظاریهای منتاب این بی تابی ه...

دل من اخم نکن، اخم تو پایان من استغم تو خاتمه ی چشمه ی باران...

تو بردی من دیگه هیچوقت نمیتونم کسیو اندازه تو دوست داشته باش...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) ادامه پارت ۱۵ : ویران ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط