زندگيم خوب بود . .. درسم خوب بود . . . كارم رو ب

زندگيم خوب بود . .. درسم خوب بود . . . كارم رو برنامه بود . . . تو مهمونی ها تو جمع بودم. . . خوابم به موقع بود. . . با خانوادم بگو بخند داشتم. . . خلاصه همه چی آروم بود. . . تا اينكه . . . . . . . . . يه از خدا بي خبري اومد بهم گفت: واقعا تو وایبر نداری؟؟؟!!
دیدگاه ها (۳۳)

The unwanted Roommate __________________________یک هفته بعد...

پارت ۱۸یهو دیدم همه دارن بهم نگاه میکردن چون .. من داشتم فار...

پارت دوم ( آسانسور عشق ) امروزم دادگاه داشتم با یکی از موکلا...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

p¹ویو هانا-امروز مادربزرگ بهم گفت که یه مهمونی برگزار کرده و...

پارت ۶خونه بودم نادیا بهم زنگ زدو گفت ببخشید بابت توهم نزاشت...

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

part 32شب//جین« کوچولو وقت موقع شامه گنشته؟»& عجیبه اما نه ا...

بی رحمی؟🥺( o´ェ`o)پارت¹⁶(´・ェ・`)اجباری؟درباز شد جین اومد یونا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط